ابوالقاسم قاسم زاده - روزنامه اطلاعات: ترامپ اکنون رئیس جمهور آمریکا است که در شرح و تعریف قانون اساسی این کشور بالاترین قدرت تصمیمگیری و اجرای آن را در اختیار دارد. از نگاه اغلب نظریهپردازان سیاسی و مدنی در غرب و بخصوص در داخل آمریکا، «ترامپ» فاقد تجربه و هم تفکر در ساحت مفهوم گسترده «دموکراسی» در تعاریف جامعه ملل است.
بر همین اساس است که رئیس جمهور کنونی آمریکا، دبیرکل سازمان ملل، «گوترش»، را فردی ناتوان و فاقد صلاحیت دبیرکلی این سازمان میشمارد و خواهان «عزل» او است. ربایش مسلحانه «مادورو» از دفتر کارش در نیمهشب و آوردن او به صورت گروگان به «نیویورک» یک نمونه دیگر از باور ترامپ است که «قانون، منم» و قدرت تحکم و اجرای من! اکنون این فرد در جایگاه ریاست جمهوری آمریکا در «کاخ سفید» مستقر است و در فاصله یکسال از دوره ریاست جمهوریاش، کمتر دولتی در سراسر جهان هست که تهدید به سرنگونی از سوی او نشده باشد!
واقعیت این است که صاحبنظران سیاسی در جامعه ملل، ترامپ و رفتارهای او را تهدیدی برای شاکله تعریف «دموکراسی» میشمارند. ترامپ باور دارد که قدرت و قدرتمداری برای تماشا نیست که برای اعمال اراده برتر جهت پیروزی است. من، «ترامپ»، رئیس جمهور کنونی آمریکا، اکنون صاحب، منم چون صاحب این جایگاه و قدرت آنم! بنابراین در اساس، اصل قانون و قانونمداری باید براساس قدرتمداریِ شخص من تعریف و توصیف شود!
فاجعه این است که اکنون صحنه روابط بینالمللی دچار سلطهگرایی تفکریِ «ترامپ» شده است و از آن در مجامع غربی به عنوان فاجعه تفکر نژادپرستی ترامپ یاد میشود.
با هر محاسبهای در صحنه بینالمللی، بسیاری نظر میدهند که «ترامپ» آشفتگی جدید و البته غیرقابل پیشبینییی را نه تنها در شعاع مناطق گوناگون که در جهان رقم خواهد زد. به صورتی که جهان وارد مفهوم خاصِ تعریف و اجرا از «آنارشیسم» بینالمللی خواهد شد. پیشبینی آینده ترامپ در چگونگی نگاه او برای مدیریت جهان، اگرچه آسان نیست، اما همه در انتظار فاجعههای بزرگترند! و این، نگاه بسیاری از صاحبنظران در جهان است.